دلم برای خودم تنگ شده
کوچه پس کوچه هایش هم همینطور
دیروز کرم خاکستری غصه ها روی دیوار قلبم لانه کرد
و تارهای سفیدش را به دور پیچک دلم تاباند
حالا دیگر قلبم، پیله ای نرم و سفید است
نرم وسفید!
خیلی جالب است
مثل اینکه دارد اتفاقی می افتد !
پیله ، دارد تکان می خورد
می شکفد
خدای من !
عنکبوت حالا بال در آورده
دو تا بال زیبای رنگی
خودش هم دیگر خاکستری نیست
اصلا عنکبوت نیست
نمی دانم چیست ؟
ولی هر چه هست خیلی زیبا ست
درست مثل شاهزاده ها
قبای اطلسش را
به زحمت
از لای تارهای دست و پا گیر
جدا می کند
لحظه ای سکوت
و پرواز آرام پروانه امید
به سمت روشنایی
.... او می رود
من هم به دنبالش
تا بی نهایت
به همین زیبایی ...



بزرگتر بشه :


سلام عليكم 
