|
|
|
|
|
پری کجایی ..؟! پری قصه های خوب ،کجایی ؟ پدر بزرگ قصه های دور ، خسته است ... و دلش ، پر از غصه های نگفته ... پری کجایی ..؟! چرا نمی پرسی که استاد برای شام ، چه چیزی میل دارند ؟ پری، بیا ... یک استکان چای بیاور... بیا و جارو را از دستان لرزان پدر بزرگ بگیر... و گرد و غبار سالیان تنهایی را از خانه دل او بزدای... پری ، بیا ... شاید هنوز ، آذر یزدی ،منتظر پری رویایی قصه پر غصه زندگیش باشد ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 13:29 توسط خاله سارا
|
|
||