|
|
|
|
|
سلام ، مي خوام هنوز از راه نرسيدم و خستگی از تنم بیرون نرفته ، هي نگين كجا بودي و چه كار مي كردي و چه عجب و اينا . . . ![]() خودم مي گم كه شما نگين : ![]() شنيدين مي گن : " برف آيد و درد آيد و زن زايد و گاو مي رد و مهمان رسد از راه" ![]() درست همون موقع داشتن حكايت مارو مي نوشتن ، حالا هم تو خود حديث مفصل بخوان زين مطلب ![]() به اميد . . . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 13:20 توسط آبی بی خانم
|
|
||